۱۳۸۸/۰۴/۲۳

ديكتاتور نوشته توماس برنهارد


درود بر مهربان ياران

در اين پست داستانكي از توماس برنهارد ترجمه ناصر غياثي (كليك كنيد)را برايتان مي گذارم. ناصر غياثي نويسنده و مترجم بچه محل خودمان(گيلان) است كه در آلمان زندگي مي كند.دو مجموعه تاكسي نوشت و تاكسي نوشتي ديگر از او چاپ شده و چندين ترجمه از جمله كتاب داستانك ها كه ترجمه اي از نويسنده آلماني توماس برنهارد.

البته قصد دارم بيشتر به نويسندگان گيلاني بپردازم بنابر اين در آينده مفصل به سمت ناصر غياثي با نگاهي به آثار او به روز خواهم شد.



دیکتاتور، داستانکی از توماس برنهارد
از کتاب
«داستانک‌ها»، سی و نُه داستانک از بیست و شش نویسنده‌ی آلمانی زبان

ترجمه: ناصر غیاثی

نشر ثالث، ۱۳۸۷ بی‌ارتباط به روزگار ما نیست!
دیكتاتور

دیكتاتور از میانِ بیش از صد متقاضی یك نفر كفش‌پاك‌كن انتخاب كرده است. به او ماموریت می‌دهد هیچ كاری نكند مگر پاك كردنِ كفش‌هایش. كار به مردِ ساده‌ی دهاتی می‌سازد و به سرعت به وزنش اضافه می‌شود و تفاوت او با رئیس‌اش – او تنها از یك دیكتاتور فرمان می‌برد- در طول سال‌ها به اندازه‌ی یك تارِ مو می‌شود. شاید کمی به این خاطر كه كفش‌پاك‌كن همان غذایی را می‌خورد كه دیكتاتور. او به زودی صاحب ِ همان دماغِ چاق و بعد از این كه موهایش را از دست داد، صاحب ِ همان جمجمه‌ای می‌شود كه دیكتاتور دارد. دهانش قلمبه‌ای بیرون زده و وقتی پوزخند می‌زند، دندان‌هایش معلوم است. همه، حتا وزیران و نزدیكانِ دیكتاتور از كفش‌پاك‌كن می‌ترسند. عصر چكمه را جفت می‌كند و سازمی‌زند. نامه‌های بلندی به خانواده‌اش می‌نویسد، كه شهرتش را در سراسر كشور می‌پراكند. می‌گویند: « وقتی آدم كفش‌پاك‌كنِ دیكتاتور باشد، نزدیك‌ترین آدم به اوست. » واقعا هم كفش‌پاك‌كن نزدیك‌ترین آدم به دیكتاتور است، چرا كه باید همیشه جلوی درِ دیكتاتور بنشیند و حتا آن‌جا بخوابد. به هیچ‌وجه نباید از آنجا دور شود. اما یك شب كه به اندازه‌ی كافی احساس قدرت می‌كند، بی‌خبر وارد اتاق می‌شود، دیكتاتور را بیدار می‌كند و چنان او را با مشت می‌زند، كه دیكتاتور می‌میرد. كفش‌پاك‌كن به سرعت لباس‌اش را درمی‌آورد و به دیكتاتورِ مُرده می‌پوشاند و خودش لباسِ دیكتاتور را می‌پوشد. در مقابلِِ آینه‌ی دیكتاتور می‌فهمد كه واقعن شبیه دیكتاتور است. در یک آن تصمیمی می‌گیرد. خود را مقابلِ در می‌اندازد و فریادمی‌زند كه كفش‌پاك‌كن به او حمله كرده و او به خاطرِ دفاع از جانش كفش‌پاك‌كن را زده و كُشته‌است. دستورمی‌دهد كفش‌پاك‌كن را ببرند و بازماندگانش را خبر كنند.

۲۲ نظر:

مریم اسحاقی گفت...

سلام
ممنون از معرفی کتاب آقای سروش.
تاکسی نوشت های غیاثی را خوانده ام.
ولی از ترجمه ها چیزی نخونده بودم. داستان دیکتاتور جالب بود. خسته نباشی.

رستم فرخزاد گفت...

سروش جان درود بر تو،
داستان دیکتاتور جالب بود. در کشور خودمون هم از این کفش پاک کن ها و دستمال به دستها زیاد داریم. حداقل یک نمونه مشهودش رو همه دیدیم و می شناسیم...

راستی مطلب جدید گزاشتم اگر وقت داشتی یک سری به ما بزن.

داستانسرا(عمولي) گفت...

س لام سروووووووووووووووووووووووش!!!
با اينكه خيلي وقته اصلا تو فرم داستان خوندن نيستم اما چون داستانك كوتاه بود خوندمش و لذت بردم،داستان شسته رفته و قشنگي بود و بيشتر از اينجهت ميچسبيد كه حديث نفس امروز بود.ببينم تو تا كتك دوباره نخوري دس بردار نيستي از اييييييييينجور پستها!!!!!بهدشم خانوم خوشحال گفت كه چاغوليمو كردي و تهديد به قتلم كردي!!!!!منكه هميشه بهت سرميزنم عزيز.البته قبول دارم كه سرعت آپيدن تو خيلي بيشتر از خوندن من پيرمرده خب شيكار كنم نفسم نميرسه سرووووووووووووش،بهدشم اگه قصوري بوده ازت معذرت ميخوام ولي هميشه باعلاقه نوشته هاتو دنبال ميكنم.ايشالله فك كنم اگه خدا بخواد و بندگان خدا هم كه همون رئيس روساي ما باشن تنشون نخاره مهرماه يه مرخصي درست حسابي بتونم بگيرم و ميام شمال اونوخ ميشينيم كنار دريا و هي داستان نقد ميكنيم ...

علی منفرد گفت...

زیاد اهل داستان نیستم ، بیشتر شعر می خوانم اما با توجه به گلبارانی که این روزها بر سرمان می ریزند استفاده کردم از این داستان .

آن قافله که عزم بیراهه کند
حق است که ره زنش شاد کند
پس خرده مگیرید بر آن گردنه گیر
کین قافله سالار چنین داد کند

این یکی از شعرهای خودم هستش که چون برای اولبن بار وبلاگتون رو خوندم این شعر رو به وبلاگتون تقدیم می کنم .

s گفت...

سلام

به اتول نوشت ما سر زده بودید و پیغامی نوشته بودید. خوشحال می شویم که برگشته و جواب خود را ببینید.

afshin گفت...

[گل] طرفداران میرحسین موسوی با انتشار بیانیه، مردم را به حضور در اطراف دانشگاه تهران در روز جمعه و اعتراض به دولت کودتايی احمدی نژاد فراخوانده اند.

فیس بوک موسوی خبر میدهد:

قرار است که نماز جمعه به تاریخ 26 تیر ماه به امامت هاشمی رفسنجانی اقامه شود. از همه برای حضور در نماز جمعه این هفته دعوت میکنیم.


** مسير راه پيمايي پس از نماز جمعه خيابان ولي عصر ميدان ولي عصر به سمت صدا و سيما **


عمده شعارها -

مرگ بر ديکتاتور -

نترسيد ما همه با هم هستيم -

رفراندوم رفراندوم اين است شعار مردم -

ايراني بپا خيز دين شده دست آويز -

دولت کودتا استعفا استعفا ( مجتبي خامنه اي با حمايت پدرش کودتا کرد )

ميجنگيم ميميريم ذلت نمي پذيريم
احمدي حيا کن حکومت رها کن


** براي استاديوم ها در شروع بازيهاي ليگ برنامهايي تدارک ديده شده

منتظر خبر باشيد ,, آ ماده شويم **

خداوند نگهدار ایران باد . . . [بدرود] لطفا اطلاع رسانی کنید .. [گل]

fs.khoshhal[at] gmail.com گفت...

درود
درست است که اغلب رفتارها یاد گرفته می شوند، اما گروهی دیگر از رفتارها هم هستند که سرایت می کنند، درست مثل یک بیماری مسری، حالا میتوانند خوب باشند یا بد. ولی بدها سریع تر و راحت تر سرایت می کنند...
من دیکتاتور نیستم اما متهم به "پـُز دادن" هستم، که اتهامی قدیمی است، و می خواهم از خودم دفاع کنم.

می دانم اگر کسی که مالک چیزی استثنایی، کم یاب، گران قیمت و به هر حال صعب الوصول است بخواهد با استناد به آن مالکیت، استثنایی بودن خود را به همه ثابت کند به پز دادن متهم می شود. واکنش دفاعی ما در برابر این رفتار، بعد از تأیید مالکیت و احساس تحقیر ناشی از آن، نیشخندی است از سر تلافی همراه با این یقین که جنابشان تازه به دوران رسیده ای است که "پـُز" می دهد.

پـُز دادن بعضی وقت ها بد نیست، من هم مثل هر تازه به دوران رسیده ی دیگری گه گاهی پز می دهم: به تعداد اندک کتاب هایی که خوانده ام پز نمی دهم اما به "کتاب خواندن" حتمن پز می دهم.به خانه ام پز نمی دهم اما به "کتاب خانه" ام پز می دهم.به درآمدم پز نمی دهم- پز دادن هم ندارد، خیلی کم است- اما به "مخارجم" پز می دهم. به حرفه ام پز نمی دهم، به "حرفه ای" بودنم پز می دهم. به
به ارزش خودنویسم پز نمی دهم، به خطی که با آن می کشم پز می دهم , به شهرت دوستان فرهیخته و گیلانی , هم استانی های ارجمندم پز نمی دهم اما به "هنر"شان حتمن پز می دهم و...
پز دادن خیلی هم بد نیست.

شازده کوچولو گفت...

سلام و یک دنیا تشکر برای نقد واقعا نقد شما سازنده و مفید بود باز هم یک دنیا ممنون
از داستانک ترجمه هم خیلی خوشم آمد اصولا من با داستانک میانه خوبی دارم و چه جالب است این توزیع قدرت که می بینیم نمونه های بارزش را میان خودمان
کسی که روزی مجیز گوی دیگری بود حالا پته اش را رو می کند که دزد است تا نفعش را ببرد
باز هم ممنون

ياس گفت...

منتظر نقد شما هستم. تازه كار بودن ايرادي داره؟

Unknown گفت...

Kelka-kour-Lakou و دارو دسته و سينه چاكان!
جواب مبسوطي برايتاننوشته ام تاييدش كنيد.

Unknown گفت...

ياس عزيز
هيچ ايرادي ندارد تازه كار بودن. زياد دوستاني كه براليتان نقد مي كنند اين جمله را نوشته اند.اتفاقا خوب هم هست.من هم مانند شما يك تازه كارم مي ايم براي نقد ؛ بر خورد حرفه اي شما را مي ستايم.

Unknown گفت...

شازده كوچولو عزيز
تيز هوشي شما ستودني است. اين جبر اجتماع ماست.بايد آن قدر دانايي در جامعه بالا برود تا اين مسايل هم حل شود. در جامعه اي كه دموكراسي نهادينه شود اين مسايل پيش نخواهد امد.

Unknown گفت...

خانم خوشحال
اين نوشته شما با ژست نمايه شما كاملن هم خواني داشت (آيكون گاز خاله)
دوستان گيلاني و غير گيلاني هم به نوشته شجاعانه شما در پست وبلاگتان افتخار مي كنند.

Unknown گفت...

افشين عزيز
خشم تو را درك مي كنم.
به گمان من شركت در نمازجمعه با سكوت و دادن گل به نيروي انتظامي و بردن عكس شهيدان بايد باشد. نه با شعار هاي اينچنيني و دادن بهانه براي كشتار

Unknown گفت...

رستم عزيز نوشته پست جديدت را خواندم عالي بود

Unknown گفت...

عمولي جوووووووووووووووووووون
مهر ماه كه نمي شه شنا كرد(آيكون گريه)نه عزيزم اين چه حرفيه؟ ما داشتم شوخي مي كرديم با تو. خيلي دوستت داريم. هميشه يادت مي كنيم .ذهن زيباي تو را خيلي دوست دارم.

داریوش گفت...

درود
دوست عزیز
چند روزی است در سردرگمی و ناراحتی و دلواپسی به سر می برم
زیرا به هر وبلاگ دوستان سر می زنم
خبر دستگیری اورا می شنوم
دوستانم همه دربندند ومن اینجا تنهای تنها

مهدي گفت...

سلام
راستش اين داستانك كه بهم نچسبيد . در مورد بي ربط نبودنش به روزگار ما هم شايد فقط اسمش ربط داشت . شايد هم من حوصله ربط دادنش رو نداشتم.ولي بايد سر فرصت بشينم اون داستان هاي قبلي اينجا رو هم بخونم حتما كه ببينم سليقه داستانيمون چقدر شبيه هستش.بهت سر مي زنم . خوب و خوش باشي

نیره نورالهدی گفت...

بیایید بخوانید 25 روز دربدری مادر صلح پروین فهیمی را مادر سهراب

سپاس از آمدنتان
برای خواندن داستان برمیگردم.

afshin گفت...

ايت ال .. منتظري فتوا دادند ..



چکيده فتوا ..


حکومت , ظالم و باطل است

رهبر خامنه اي از نظر اسلام و دستورات شرع خلع است

و رهبري بر ايشان حرام

بر تمام مسلمانان و شيعيان و پيروان دين واجب است

با ظلم به نام دين جهاد کنند

هر گونه همکاري با حکومت ظلم و رهبر نا حق آن کفر و اسلام ستيزي ميباشد .

............................................................

شبها بر روي پشت بامها فرياد

ال .. اکبر - مرگ بر ديکتاتور

جمعه به تاریخ 26 تیر ماه ....


** مسير راه پيمايي پس از نماز جمعه خيابان ولي عصر ميدان ولي عصر به سمت صدا و سيما **
[بدرود]

نیره نورالهدی گفت...

سلام.
سپاس از آمدنتان.
سخت ناراحت شدم برای سرگذشت و شکنجه هایی که اشاره ای بهش کردید!.
تاوان آرمان آزادی خواهی را خوب پس داده اید.

سپیده گفت...

امروز بیشتر از همیشه معنی این واژه
( دیکتاتور ) رو لمس می کنیم